بی تو به سر نمی شود به قلم مریم جاری
پارت نوزده :
آتیه پس از شام و جمع کردن میز بلافاصله فنجانی قهوه برای سیاوش و خودش ریخت. در کنار شیرینی کیک قلبشکل کوچکی هم روی میز گذاشت که شمع رویش صفر بود. رو به سیاوش لبخند شیرینی زد و گفت:
- شیرینی قبولیم رو نمیخوری؟
سیاوش نون خامهای برداشت و همراه قهوهاش خورد اما چشمش همچنان قفل شمع روی کیک بود:
- تا جاییکه میدونم، من فروردینیام و تو هم مهر ماهی هستی ولی الآن اردیبهشته. پس Ú
مطالعهی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۶۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
م
1جقدر این دختر احمق ونمک نشناسه،بخاطر بهروز که حتی عرضه یه خواستگاری هم نداشت داره زندگی خودشو رو تابود می کنه،از اول ازدواجش اشتباه بود حالا بچه دار شدن یه اشتباه بزرگتر
۱ سال پیش
مریم جاری | نویسنده رمان
آتیه کلا زن ناسازگاریه🤦♀️ ممنونم از همراهیتون🌺🙏
۱ سال پیشماهرخ
1انتخاب ماه تولدشون با توجه به شخصیتشون کاملا هوشمندانه بود . خدا قوت
۲ سال پیش
مریم جاری | نویسنده رمان
ممنونم، و چه عالی که به جزئیات داستان دقت دارید🥰🙏
۲ سال پیشنسترن
1خدا کنه هردوشون زود به آرامش برسن.
۲ سال پیش
مریم جاری | نویسنده رمان
ممنونم که همراهیم میکنید و کامنت میذارید♥️🙏
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

فخری
0ممنون از قلم زیباتون عالی بود عزیزم خسته نباشی قلمت مانا 🌹❤🌹❤